عبد الحسين بن محمد حسن طبيب تبريزى
132
مطرح الأنظار في تراجم أطباء الأعصار وفلاسفة الأمصار ( فارسى )
1 ابو على بن ذرعه هو ابو على عيسى بن اسحق بن ذرعه « » در طب و فلسفه صاحب درايت و در علم منطق بر معاصرين خويش سبقت و مزيت داشته در سنه سيصد و هفتاد هجرى ( 370 ) در بغداد متولد و در چهار صد و چهل و هشت ( 448 ) وفات نموده تأليفات آن حكيم ازاينقرار است ( كتاب فى اغراض كتب ارسطو طاليس المنطقيّه ) ( اختصار كتاب ارسطو فى لمعمور من الارض ) ( مقالة فى العقل ) ( رسالة فى علّة استنارة الكواكب مع انها و الكرات الحاملة لها من جوهر واحد بسايط ) ( رسالة فى ردّ اليهود ) كه در سن شانزده سالكى از تأليف آن رساله فراغت حاصل كرده و ابن عناياى اسرائيلى كه از علماى يهود است ردّ بر آن نوشته « » 2 1 ابو على بن سينا البخارى الطبيب المشهور هو الشيخ الرئيس حسين بن عبد اللّه بن حسن بن على بن سينا الملقب بشرف الملك « » از حكماى فخام و از اطباى بزرك والامقام و از فلاسفهء ملّت اسلام مىباشد مراتب علمش بيشتر از آنست كه بحيطهء تحرير آيد و مدارج فضلش بالاتر از آنكه طاير خيال بر آن ارتقا جويد پدرش عبد اللّه از اعاظم بلخ بوده در عهد دولت نوح بن منصور سامانى « 4 » ببخارا باركشود از غايت كفايت و كاردانى خود در نزد وزراى سلطان مرجع مهام آمد بعد از مدّتى از پى انجام امرى بساحت ( خرميثن ) كه از اعمال بخارا است عزيمت نمود و در آنجا زنى ستاره نام از اهالى ( افشنه ) كه از قراى آن سامان است بحباله نكاح درآورد و از آن زن ابو على در ( خرميثن ) تولد يافت و بحسين مسمى گشت بعد از چند سال برادرش محمود در آن قريه بوجود آمد و چون سن ابو على بپنج رسيد عبد اللّه با اهل و فرزندان خود ببخارا مراجعت نمود و در آنجا ابو على را بمعلّم قرآن سپرد پس از تعليم قرآن بعلوم ادبيّه پرداخته و بعد از تكميل آنها در نزد محمود مساح كه در فنون رياضى سرآمد عصر خود بود و معاش خود را با كسب بقالى مىگذرانيد تلمّذ نمود حساب و جبر مقابله را
--> ( 4 ) اين قول مطابق نوشتهء مختصر الدول و طبقات الاطبا است كه مؤلف هر دو از رجال مائه هفتم و قريب العهد با شيخ رئيس بودهاند و نيز در كتاب قاموس الاعلام در ترجمهء ابو على تصريح بر اين مطلب فرموده ولى مؤلف نامهء دانشوران در ترجمهء شيخ رئيس بجاى نوح بن منصور سامانى ( منصور بن عبد الملك سامانى ) نكاشته و اين سهوى فاحش از آن مورخ فاضل است و علاوه در ميان ملوك آل سامان به اين اسم و عنوان پادشاهى نبوده براى اثبات اين مطلب اسامى ملوك بنى سامان كه نه ( 9 ) تن مىباشند با تاريخ جلوس انها ذيلا نكاشته امد -